پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

101

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

سختى روز مىگزارند ؟ آيا باور كردنى است كه كسى كه رخت بر تن خود براى نگهدارى آن تن از سرما ندارد در خانه‌اش خوردنى و ديگر دربايستهاى زندگانى به اندازه كفايت بوده باشد ؟ ! اين كالياس كه توانگرترين همه آتنيان مىباشد تاكنون هرگز دستگيرى از او يا از زن و فرزندان او در برابر فشار ندارى و بىچيزى نكرده با آنكه پسر عموى او مىباشد و هميشه او اين را به كارها واداشته و هميشه سود به اين رسانيده است . كالياس ديد قاضيان از اين خطابه تكانى خوردند و بر او خشمناك شدند ناگزير گرديده آريستيديس را به محكمه خواست و از او خواستار گرديد كه آنچه را از روى راستى مىداند گواهى دهد . در اين باره كه بارها كالياس براى او هديه‌هايى فرستاده ولى او نپذيرفته و لابه‌هاى او را رد كرده و چنين گفته مرا بهتر است بىچيز باشم و به بىچيزى خود بنازم بدانسان كه تو كالياس به توانگرى خود مىنازى . زيرا توانگران بسيارند و برخى از ايشان توانگرى را در جاى خود به كار برده و برخى اين نمىتوانند . ولى كسى كه بىچيزى را با پيشانى باز بپذيرد و آن را مايه سرافرازى خود بشمارد پاك كمياب است بىخبران چون بىخبرى به دلخواه خود نپذيرفته هميشه پژمرده مىباشند . آريستيديس به همين‌سان گواهى داد مردم چون گفته‌هاى او را شنيدند همگى آرزو كردند اى كاش همچون آريستيديس بىچيز بودند و هم چون كالياس توانگر نبودند . اين شرحى است كه آيسخينس « 1 » شاگرد سقراط مىنويسد . افلاطون مىگويد : در ميان همه كسانى كه از شهر آتن برخاسته‌اند آريستيديس تنها كسى است كه در خور شناختن مىباشد ، زيرا ثميستوكليس و كيمون و پريكليس شهر را با بناها و گنجينه‌ها و ديگر اين‌گونه چيزهاى بىارج پر ساختند و اين تنها آريستيديس بود كه بر مردم شهر راه زندگانى دادگرانه را ياد داد . او پاكدلى خود را بيش از همه در زمينه پيش‌آمد ثميستوكليس نشان داد . زيرا ثميستوكليس كه هميشه با آريستيديس دشمنى نموده كارهاى او را ناانجام مىگذاشت و به اين بسنده نكرده باعث بيرون راندن او از شهر گرديد چون روزگار برگشته مانند همان پيش‌آمد براى خود ثميستوكليس روى داد ، سپس هم مردم شهر او را به خيانت متهم ساختند .

--> ( 1 ) . Aeshcines